تحلیل دقیق، راهکار عملی تصمیم آگاهانه

فسخ قرارداد به علت تخلف از شرط؛ شرایط، مراحل و آثار حقوقی

فسخ قرارداد به علت تخلف از شرط در دفتر حقوقی

فهرست مطالب

فسخ قرارداد به علت تخلف از شرط زمانی مطرح می‌شود که یکی از طرفین، وصف، نتیجه یا عملی را در قرارداد پذیرفته اما شرط مطابق توافق تحقق پیدا نکرده است. پاسخ کوتاه این است که هر تخلفی فوراً حق فسخ ایجاد نمی‌کند. نوع شرط اهمیت دارد: در شرط صفت، نبود وصف مورد توافق می‌تواند حق فسخ بدهد؛ در شرط فعل، اصل بر این است که ابتدا اجرای شرط خواسته شود و فقط در وضعیت‌هایی که اجبار متعهد و انجام کار به وسیله دیگری ممکن نیست، نوبت به فسخ می‌رسد. متن قرارداد نیز ممکن است برای تخلف، حق فسخ مستقیم و مهلت مشخصی پیش‌بینی کرده باشد.

این تمایز عملی است. اگر خریدار، کارفرما یا شریک تجاری بدون بررسی نوع شرط و ترتیب قانونی قرارداد را «فسخ‌شده» بداند، ممکن است طرف مقابل اصل حق فسخ یا زمان اعمال آن را انکار کند. از سوی دیگر، ادامه اجرای قرارداد یا رفتار سازگار با قبول معامله پس از آگاهی از تخلف، گاهی به‌عنوان قرینه اسقاط حق تفسیر می‌شود. بنابراین باید قرارداد، دلیل تخلف، مکاتبات، امکان الزام به انجام شرط و نحوه اعلام فسخ کنار هم بررسی شوند.

تخلف از شرط در قرارداد دقیقاً یعنی چه؟

شرط قراردادی تعهد یا وضعیتی فرعی است که در پیوند با عقد اصلی پذیرفته می‌شود. ممکن است فروشنده تعهد کند ملک را تا تاریخ معین تخلیه کند، پیمانکار تضمین مشخصی بسپارد، کالای تحویلی دارای کیفیت معینی باشد یا نتیجه حقوقی خاصی با انعقاد قرارداد ایجاد شود. تخلف وقتی رخ می‌دهد که وضعیت واقعی با مفاد روشن شرط سازگار نباشد. اختلاف معمولاً از اینجا آغاز می‌شود که یکی از طرفین یک عبارت تبلیغاتی یا مذاکره مقدماتی را «شرط» می‌داند اما دیگری آن را صرفاً توضیح یا انتظار غیرالزام‌آور تلقی می‌کند.

ماده ۲۱۹ قانون مدنی، قرارداد قانونی را برای طرفین و قائم‌مقام آنان لازم‌الاتباع می‌داند، مگر اینکه با رضایت طرفین اقاله یا به علت قانونی فسخ شود. پس فسخ استثنا بر اصل لزوم است و مدعی باید منبع حق خود را نشان دهد: شرط صریح قرارداد، خیار قانونی یا وضعیتی که قانون برای آن حق فسخ شناخته است. صرف پشیمانی، کاهش سود معامله یا تصور اینکه توافق دیگری بهتر بوده، حق فسخ ایجاد نمی‌کند.

تفاوت فسخ، اقاله و بطلان

فسخ، برهم‌زدن یک‌جانبه قرارداد معتبر بر پایه حق قانونی یا قراردادی است. اقاله توافق دوطرف برای پایان‌دادن قرارداد است و نیاز به حق فسخ ندارد. بطلان یعنی قرارداد از ابتدا به علت فقدان یکی از شرایط اساسی، اثر معتبر نداشته است. در پرونده تخلف شرط، خواسته «تأیید فسخ» با «اعلام بطلان» یکی نیست و انتخاب نادرست عنوان می‌تواند مسیر رسیدگی را پیچیده کند.

آیا هر تعهد قراردادی شرط ضمن عقد است؟

نام‌گذاری بند تعیین‌کننده نیست. دادگاه متن کامل قرارداد، ارتباط بند با عوضین، قصد مشترک، عرف و رفتار طرفین را می‌سنجد. تعهد اصلی مانند پرداخت ثمن یا تحویل موضوع قرارداد با یک شرط فرعی یکسان نیست، هرچند طرفین می‌توانند برای تخلف از تعهد اصلی نیز حق فسخ قراردادی پیش‌بینی کنند. بهتر است بند، متعهد، موضوع، موعد، معیار احراز تخلف و ضمانت اجرا را دقیق مشخص کند.

انواع شرط صفت، نتیجه و فعل چه تفاوتی دارند؟

تفاوت شرط صفت، شرط نتیجه و شرط فعل در قرارداد
تشخیص نوع شرط تعیین می‌کند نبود وصف، محقق‌نشدن نتیجه یا انجام‌نشدن فعل چه ضمانت اجرایی دارد.

ماده ۲۳۴ قانون مدنی شرط را به سه قسم صفت، نتیجه و فعل تقسیم می‌کند. تشخیص قسم شرط فقط بحث نظری نیست؛ تعیین می‌کند آیا نتیجه با خود قرارداد ایجاد شده، آیا باید انجام عمل مطالبه شود یا نبود وصف می‌تواند مستقیماً اختیار فسخ بدهد.

شرط صفت

شرط صفت به کیفیت یا کمیت مورد معامله مربوط است؛ مانند مساحت، ظرفیت، جنس، مدل یا ویژگی فنی مشخص. طبق ماده ۲۳۵، اگر معلوم شود وصف شرط‌شده وجود ندارد، کسی که شرط به سود اوست حق فسخ خواهد داشت. پیش از اقدام باید روشن شود وصف واقعاً در قرارداد وارد شده، معیار سنجش آن چیست و اختلاف ناشی از تلورانس عرفی یا خطای قابل اصلاح نیست. گزارش کارشناسی، مشخصات فنی، صورت‌جلسه تحویل و مکاتبات فروش نقش مهمی دارند.

شرط نتیجه

در شرط نتیجه، تحقق یک اثر حقوقی شرط می‌شود. ماده ۲۳۶ می‌گوید اگر حصول نتیجه به سبب خاصی نیاز نداشته باشد، نتیجه با خود اشتراط حاصل می‌شود. بنابراین نباید هر نتیجه‌ای را صرف درج یک جمله محقق دانست؛ برخی آثار به تشریفات یا سبب قانونی ویژه نیاز دارند. متن شرط باید با ماهیت اثر مورد نظر و مقررات آمره سازگار باشد.

شرط فعل مثبت یا منفی

شرط فعل ممکن است انجام کاری مانند اخذ مجوز، تحویل سند، تعمیر نقص یا ارائه تضمین باشد؛ یا خودداری از عملی مانند واگذاری موضوع قرارداد به ثالث. ماده ۲۳۷ متعهد را ملزم به اجرای شرط می‌داند و به طرف مقابل اجازه می‌دهد الزام او را از دادگاه بخواهد. از همین حکم روشن می‌شود که در شرط فعل، فسخ همیشه نخستین مرحله نیست.

چه زمانی تخلف از شرط حق فسخ ایجاد می‌کند؟

در شرط صفت، فقدان وصف بر مبنای ماده ۲۳۵ می‌تواند حق فسخ ایجاد کند. در شرط فعل، ترتیب مواد ۲۳۷ تا ۲۳۹ مهم است: ابتدا امکان اجبار متعهد به وفای شرط بررسی می‌شود؛ اگر اجبار ممکن نباشد اما دیگری بتواند عمل را انجام دهد، ماده ۲۳۸ اجازه می‌دهد انجام کار به هزینه متعهد فراهم شود؛ و اگر نه اجبار ممکن باشد و نه انجام توسط شخص دیگر، طرف مقابل حق فسخ پیدا می‌کند. ماده ۲۴۰ نیز جایی را پوشش می‌دهد که اجرای شرط پس از عقد ناممکن شود یا معلوم شود از ابتدا ناممکن بوده، مگر اینکه امتناع به رفتار کسی مستند باشد که شرط به سود اوست.

این ترتیب در قراردادهای خدماتی و پیمانکاری بسیار مهم است. اگر موضوع شرط تعمیر یک نقص قابل انجام توسط پیمانکار دیگر باشد، ادعای فسخ فوری بدون بررسی ماده ۲۳۸ ممکن است محل ایراد باشد. در مقابل، اگر شرط کاملاً قائم به شخص و اجرای آن غیرممکن شده باشد، امکان فسخ قوی‌تر است. ارزیابی امکان اجرا معمولاً به موضوع، موعد، اهمیت شخص متعهد و هدف مشترک طرفین بستگی دارد.

حق فسخ مستقیم در متن قرارداد

طرفین می‌توانند صریحاً توافق کنند که با وقوع تخلف معین، طرف زیان‌دیده حق فسخ داشته باشد. چنین بندی باید واقعه فعال‌کننده حق، مهلت، شیوه اعلام و آثار آن را روشن کند. عبارت مبهم «در صورت هرگونه تخلف قرارداد قابل فسخ است» ممکن است درباره اهمیت تخلف، نیاز به اخطار، امکان جبران و صاحب حق اختلاف ایجاد کند. بهتر است نوشته شود مثلاً اگر قسط معین تا پایان مهلت تکمیلی پرداخت نشد، فروشنده ظرف مدت مشخص حق اعلام فسخ دارد.

شروط باطل و اثر آن‌ها

مواد ۲۳۲ و ۲۳۳ میان شرط باطلی که عقد را لزوماً باطل نمی‌کند و شرطی که می‌تواند موجب بطلان عقد شود فرق گذاشته‌اند. شرط غیرمقدور، بی‌فایده یا نامشروع در گروه نخست قرار می‌گیرد؛ شرط خلاف مقتضای عقد و شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود در گروه دوم است. بنابراین پیش از استناد به تخلف باید خود شرط از نظر اعتبار سنجیده شود. نمی‌توان بر پایه شرط نامشروع، حق الزام یا فسخ معتبر ساخت.

پیش از اعلام فسخ چه مراحلی را انجام دهیم؟

مراحل مستندسازی تخلف، اخطار و اعلام فسخ قرارداد
پیش از فسخ باید تخلف مستند، امکان اجرای شرط بررسی و تشریفات اخطار قراردادی رعایت شود.

نخست نسخه نهایی قرارداد و همه پیوست‌ها را جمع‌آوری کنید. نسخه‌های مذاکره، پیام‌ها و صورت‌جلسات تحویل نیز برای تفسیر بند مفیدند، اما باید معلوم باشد کدام متن نهایی امضا شده است. سپس شرط، متعهد، موعد و ضمانت اجرای همان بند را جدا کنید. اگر قرارداد سازوکار اخطار یا مهلت جبران دارد، رعایت آن می‌تواند شرط تحقق حق فسخ باشد.

  1. تخلف را مستند کنید: گزارش کارشناس، عکس دارای تاریخ، رسید پرداخت، گواهی عدم انجام، صورت‌جلسه یا مکاتبه‌ای که عدم اجرا را نشان می‌دهد جمع شود.
  2. نوع شرط را تعیین کنید: نبود وصف با انجام‌نشدن فعل و محقق‌نشدن نتیجه آثار یکسانی ندارد.
  3. امکان الزام یا اجرای جایگزین را بسنجید: به‌ویژه در شرط فعل، مواد ۲۳۷ و ۲۳۸ را نادیده نگیرید.
  4. اخطار قراردادی یا اظهارنامه بفرستید: تخلف، مهلت جبران و اقدام بعدی را دقیق بیان کنید و از عبارت‌های متناقض پرهیز شود.
  5. تصمیم نهایی را روشن اعلام کنید: اگر حق فسخ محقق است، اعلام باید مشخص کند کدام قرارداد، بر پایه کدام بند و از چه تاریخی فسخ می‌شود.
  6. برای استرداد عوضین و حفظ دلیل برنامه داشته باشید: پایان قرارداد لزوماً به معنای بازگشت فوری مال یا وجه بدون همکاری طرف مقابل نیست.

آیا ارسال اظهارنامه برای فسخ الزامی است؟

ماده ۴۴۹ قانون مدنی فسخ را با هر لفظ یا فعلی که بر آن دلالت کند محقق می‌داند. بنابراین اظهارنامه در همه پرونده‌ها جزء ماهوی و همیشگی فسخ نیست؛ اما وسیله مهم اثبات زمان، محتوا و وصول اعلام است. اگر قرارداد شیوه خاصی مانند اخطار کتبی به نشانی تعیین‌شده یا مهلت جبران مقرر کرده، همان تشریفات باید جدی گرفته شود. تماس تلفنی مبهم یا پیام بدون امکان اثبات، ریسک اختلاف را بالا می‌برد.

در اظهارنامه چه بنویسیم؟

شماره و تاریخ قرارداد، متن شرط، واقعه تخلف، مدارک اصلی، اخطارهای قبلی و تصمیم روشن ذکر شود. اگر هنوز در مرحله مطالبه اجرا هستید، زودتر از موعد ننویسید قرارداد قطعاً فسخ شده است. اگر حق را اعمال می‌کنید، همزمان عبارتی ناسازگار مانند قبول ادامه نامحدود قرارداد ننویسید. اظهارنامه جای دادخواست یا تأمین دلیل را نمی‌گیرد و بهتر است از تهدید کیفری نامرتبط پرهیز شود.

دعوای تأیید فسخ قرارداد چگونه طرح می‌شود؟

اگر طرف مقابل فسخ را نپذیرد، صاحب حق معمولاً برای تأیید وقوع فسخ و حسب مورد استرداد مال، وجه، سند یا رفع تصرف به مرجع صالح مراجعه می‌کند. دادگاه ابتدا اعتبار قرارداد، وجود شرط، تحقق تخلف و نحوه اعمال حق را بررسی می‌کند. رأی دادگاه در این ساختار، وقوع فسخ اعلام‌شده را احراز می‌کند؛ اما عنوان دقیق خواسته باید با نوع قرارداد، موضوع مال و اقدامی که از طرف مقابل انتظار می‌رود هماهنگ باشد.

قرارداد و پیوست‌ها، دلیل تحقق شرط یا تخلف، اظهارنامه و گواهی ابلاغ، مکاتبات، نظر کارشناسی و اسناد پرداخت مدارک پایه‌اند. اگر موضوع فنی است، ممکن است تأمین دلیل پیش از تغییر وضعیت کالا یا پروژه مفید باشد. اگر احتمال انتقال یا از بین رفتن مال وجود دارد، امکان درخواست اقدام تأمینی باید جداگانه و با توجه به شرایط قانونی بررسی شود؛ مطلب تأمین خواسته و توقیف اموال پیش از حکم تفاوت این ابزار را توضیح می‌دهد.

بار اثبات بر عهده چه کسی است؟

کسی که به فسخ استناد می‌کند باید قرارداد، حق فسخ و اعمال آن را ثابت کند. طرف مقابل ممکن است انجام شرط، گذشت از حق، تمدید مهلت، انتساب عدم اجرا به صاحب شرط یا بی‌اعتباری شرط را مطرح کند. در شرط فنی، صرف ادعای شفاهی معمولاً کافی نیست و کیفیت دلیل اهمیت زیادی دارد.

اگر قرارداد شرط داوری داشته باشد چه می‌شود؟

وجود شرط داوری می‌تواند مسیر رسیدگی را تغییر دهد و پیش از دادخواست باید دامنه آن بررسی شود. برخی بندها همه اختلافات ناشی از تفسیر، اجرا و انحلال قرارداد را شامل می‌شوند و برخی محدودترند. نام داور، روش انتخاب، مدت و قابلیت اجرای شرط باید کنترل شود. راهنمای شرط داوری در قرارداد نکات تنظیم و ایرادهای رایج آن را به‌طور جداگانه بررسی کرده است.

پس از فسخ چه اتفاقی برای عوضین، خسارت و معامله بعدی می‌افتد؟

استرداد عوضین پس از فسخ قرارداد
پس از فسخ، بازگرداندن مال و وجه و تعیین تکلیف منافع و خسارت‌ها باید با وضعیت واقعی قرارداد هماهنگ شود.

هدف معمول پس از فسخ، بازگرداندن وضعیت مبادله تا حد ممکن است؛ کسی که مال گرفته آن را مسترد کند و کسی که وجه یا عوض دریافت کرده آن را بازگرداند. بااین‌حال، منافع استفاده‌شده، هزینه نگهداری، عیب ایجادشده، تلف مال یا حقوق اشخاص ثالث ممکن است دعوای جداگانه ایجاد کند. به همین دلیل بهتر است خواسته‌های مالی و غیرمالی پرونده از ابتدا یکپارچه طراحی شوند.

ماده ۲۴۶ مقرر می‌کند اگر معامله به اقاله یا فسخ برهم بخورد، شرط ضمن آن از بین می‌رود و اگر متعهد پیش‌تر شرط را انجام داده باشد می‌تواند عوض آن را از مشروط‌له بگیرد. دامنه استرداد در هر پرونده به نوع قرارداد و وضعیت اجرا وابسته است و نمی‌توان یک نسخه واحد برای فروش ملک، پیمانکاری، خدمات یا مشارکت نوشت.

آیا فسخ با مطالبه وجه التزام جمع می‌شود؟

پاسخ به متن بند بستگی دارد. ممکن است وجه التزام برای تأخیر تا روز فسخ، برای عدم انجام نهایی یا به‌عنوان جایگزین اجرای تعهد تعیین شده باشد. ماده ۲۳۰ قانون مدنی درباره مبلغ خسارت مورد توافق حکم خاص دارد، اما از آن نمی‌توان بدون تفسیر قرارداد نتیجه گرفت که هر وجه التزامی حتماً با فسخ جمع می‌شود. در مقاله وجه التزام در قرارداد تفاوت خسارت تأخیر و عدم انجام توضیح داده شده است.

اثر انتقال مال به شخص ثالث

در معاملات دارای حق فسخ، انتقال بعدی مال به ثالث از پیچیده‌ترین مسائل است. رأی وحدت رویه شماره ۸۱۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور در فرضی خاص اعلام کرده است که اگر در عقد بیع شرط شود عدم پرداخت اقساط ثمن برای فروشنده حق فسخ و استرداد مبیع ایجاد کند، با تحقق شرط و اعمال حق فسخ، انتقال بعدی خریدار مانع استرداد مبیع به فروشنده نیست؛ حتی اگر خریدار بعدی از شرط بی‌اطلاع باشد، زیرا شرط در قرارداد درج شده است. این رأی را نباید بدون بررسی به هر خیار یا هر نوع انتقال تعمیم داد. متن شرط، نوع حق، وضعیت عین و حدود رأی باید دقیق سنجیده شود.

اسقاط حق فسخ چگونه رخ می‌دهد؟

ماده ۲۴۴ اجازه می‌دهد کسی که شرط به سود اوست از آن صرف‌نظر کند و ماده ۲۴۵ اسقاط حق حاصل از شرط را با لفظ یا فعل ممکن می‌داند. ماده ۴۴۸ نیز امکان اسقاط تمام یا بعضی از خیارات در ضمن عقد را پذیرفته است. عبارت کلی «اسقاط کافه خیارات» ممکن است بر برخی حقوق اثر بگذارد، اما دامنه آن باید با متن قرارداد و نوع حق تفسیر شود. پس از آگاهی از تخلف، تمدیدهای پی‌درپی، قبول اجرای ناقص بدون تحفظ یا تصرف ناسازگار با فسخ می‌تواند علیه مدعی استفاده شود.

چگونه شرط فسخ را طوری بنویسیم که اختلاف کمتری ایجاد شود؟

بند خوب از واژه‌های کلی فاصله می‌گیرد. به جای «اگر تعهدات انجام نشد، قرارداد فسخ است» مشخص کنید کدام تعهد، در چه موعد، با چه معیار و پس از چه اخطاری تخلف محسوب می‌شود. همچنین روشن کنید حق فسخ خودبه‌خود ایجاد می‌شود یا ابتدا باید مهلت جبران داده شود، صاحب حق چند روز برای اعمال آن فرصت دارد و اعلام به چه نشانی و روشی معتبر است.

  • تعهد یا وصف را قابل اندازه‌گیری بنویسید؛
  • اسناد اثبات انجام یا عدم انجام را تعیین کنید؛
  • برای نقص قابل جبران، مهلت اصلاح منطقی بگذارید؛
  • رابطه فسخ با وجه التزام، استرداد و هزینه‌ها را روشن کنید؛
  • تکلیف تصرف و انتقال به ثالث را تا زمان انقضای حق مشخص کنید؛
  • نشانی و روش ابلاغ اخطار و اعلام فسخ را تعیین کنید؛
  • شرط حل اختلاف را با سازوکار فسخ هماهنگ کنید.

نمونه چارچوب، نه متن آماده

یک چارچوب می‌تواند چنین اجزایی داشته باشد: «اگر متعهد، تعهد مشخص را تا تاریخ معین انجام ندهد، متعهدله تخلف را کتبی اعلام می‌کند؛ متعهد از تاریخ ابلاغ مدت معینی برای جبران دارد؛ در صورت پایان مهلت بدون اجرای کامل، متعهدله ظرف بازه مشخص حق اعلام فسخ دارد؛ آثار مالی و شیوه استرداد نیز مطابق بند جداگانه خواهد بود.» این فقط چارچوب آموزشی است و باید با موضوع، ریسک و قوانین خاص هر قرارداد تطبیق داده شود.

پرسش‌های پرتکرار درباره فسخ به علت تخلف از شرط

بررسی حق فسخ قرارداد در جلسه مشاوره حقوقی
متن قرارداد، نوع شرط، دلیل تخلف و رفتار طرفین باید پیش از تصمیم نهایی درباره فسخ کنار هم بررسی شوند.

آیا با اولین تخلف می‌توان قرارداد را فسخ کرد؟

نه همیشه. در شرط فعل، مواد ۲۳۷ تا ۲۳۹ معمولاً ترتیب الزام، اجرای جایگزین و سپس فسخ را مطرح می‌کنند. اگر قرارداد حق فسخ مستقیم و معتبر برای تخلف مشخص داده یا شرط از نوع دیگری باشد، نتیجه می‌تواند متفاوت باشد.

آیا سکوت طولانی حق فسخ را از بین می‌برد؟

قانون برای خیار تخلف شرط در همه موارد یک مهلت فوری عمومی تعیین نکرده است، اما قرارداد ممکن است مهلت داشته باشد و رفتار صاحب حق می‌تواند به‌عنوان اسقاط فعلی یا قبول ادامه قرارداد تفسیر شود. اقدام سریع و اعلام موضع روشن، ریسک اثبات را کاهش می‌دهد.

آیا دادگاه باید ابتدا حکم به الزام بدهد؟

در شرط فعل، امکان اجبار و انجام توسط دیگری باید بررسی شود. اینکه حتماً دو پرونده جداگانه لازم باشد به متن خواسته، اوضاع پرونده و امکان اجرا بستگی دارد. طرح همزمان یا ترتیبی خواسته‌ها باید با توجه به قرارداد طراحی شود.

آیا فسخ بدون حکم دادگاه معتبر است؟

فسخ بر پایه حق موجود با اعلام صاحب حق انجام می‌شود؛ اما وقتی طرف مقابل آن را نمی‌پذیرد، رأی دادگاه برای احراز و اجرای آثار آن لازم می‌شود. اعلام فسخ بدون وجود حق معتبر، قرارداد را از بین نمی‌برد و می‌تواند خود تخلف محسوب شود.

آیا می‌توان هم اجرای شرط را خواست و هم قرارداد را فسخ کرد؟

نمی‌توان دو نتیجه نهایی ناسازگار را همزمان اجرا کرد، اما ممکن است خواسته‌ها به شکل اصلی و علی‌البدل و متناسب با ترتیب قانونی مطرح شوند. متن دادخواست باید روشن کند اولویت با اجراست و در صورت ناممکن‌بودن، فسخ خواسته می‌شود.

جمع‌بندی: فسخ قرارداد به علت تخلف از شرط به تشخیص نوع شرط، اعتبار آن، تحقق تخلف، رعایت ترتیب قانونی و اعلام روشن وابسته است. در شرط فعل، فسخ غالباً آخرین راه پس از ناممکن‌شدن اجبار و اجرای جایگزین است؛ در شرط صفت یا شرط فسخ صریح، مسیر می‌تواند متفاوت باشد. پیش از اقدام، همه رفتارهایی که احتمال اسقاط حق یا پذیرش ادامه قرارداد دارند بررسی شوند.

منابع رسمی بررسی‌شده: مواد ۲۱۹، ۲۳۰، ۲۳۲ تا ۲۴۶ و ۴۴۴ تا ۴۵۵ قانون مدنی با اصلاحات و الحاقات بعدی و رأی وحدت رویه شماره ۸۱۰ هیأت عمومی دیوان عالی کشور. متن جاری و پیوندهای تنقیحی مقررات در تاریخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۴ کنترل شد.

تذکر حقوقی: این مطلب اطلاعات عمومی است و جایگزین بررسی متن قرارداد و مدارک پرونده نیست. نتیجه پرونده می‌تواند با توجه به نوع عقد، شرط، رفتار طرفین، موضوع مال و شیوه اعلام فسخ تغییر کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره نویسنده
آرمین گرمرودی وکیل تخصصی حوزه قرارداد ها و کسب‌و‌کار
آرمین گرمرودی
وکیل و مشاور حقوقی کسب و کار‌ها

با بیش از 12 سال تجربه در زمینه دعاوی حقوقی و مالی، قرارداد‌ها و حل اختلافات تجاری، هدف من ارائه راهکار‌های حقوقی عملی و کرآمد برای کسب و کار هاست.

نیاز به مشاوره حقوقی دارید؟

برای دریافت مشاوره تخصصی در زمینه دعاوی حقوقی و مالی با من در ارتباط باشید

پاسخگویی سریع در روز‌های کاری

مطالب مرتبط
توافق دو طرف برای پایان‌دادن متقابل به قرارداد
اقاله قرارداد چیست؟ شرایط، آثار و تفاوت با فسخ
صورت‌جلسه اختلافی شرکت و ترازوی عدالت در اتاق هیئت‌مدیره
ابطال مصوبات مجمع عمومی و هیئت‌مدیره شرکت سهامی؛ شرایط و آثار
پرونده فوری دادگاه و ترازوی عدالت برای صدور دستور موقت
دستور موقت در دعاوی حقوقی؛ شرایط، تأمین و نحوه اجرا
دسته بندی ها